الشيخ البهائي العاملي ( مترجم : سنندجى )
294
كشكول شيخ بهائى ( فارسى )
زيركى مىنگرند و هر مصيبتى را كه به دين ايشان وارد شود ، احساس نمىكنند . 712 - در بحر جنب بسم اللّه الرحمن الرحيم « الحمد للّه على جزيل آلائه و أصلى على أشرف أوليائه و انبيائه » « 1 » و بعد اين شكسته بستهء چند است در بحر جنب كه در ميان عرب مشهور و معروف است و در ما بين شعراى عجم ، غير مألوف به خاطر فاتر أفقر فقراء باب اللّه ، « بهاء الدين محمّد عاملى » رسيده ، نفحهاى از نفحات جنون بر صفحات حقايق مشحون او وزيده ، رجاى واثق است كه اهل استعداد كفاهم اللّه شر الاضداد ! دامن عفو بر آن پوشند و در اصلاح معايب آن كوشند و « اجرهم على اللّه و لا قوة الا باللّه » . اى مركز دايرهء امكان * وى زبدهء عالم كون و مكان تو ، شاه جواهرِ ناسوتى * خورشيد مظاهر لاهوتى تا كى ز علايق جسمانى ؟ * در چاه طبيعتِ تن مانى ؟ صد ملك ز بهر تو چشم به راه * اى يوسف مصر ! برآ از چاه ! تا والى مصر وجود شوى * سلطان سرير شهود شوى در روز الست بلى گفتى * و امروز به بستر « لا » خفتى ز معارف عالم عقلى دور * به زخارف عالم حس مغرور از موطن اصل نيارى ياد * پيوسته به لهو و لعب دل شاد نه اشك روان ، نه رخ زردى * اللّه اللّه ! تو چه بىدردى ؟ ! يك دم به خودآ ! و ببين چه كسى ؟ * به چه بسته دلى ؟ ! به كه هم نفسى ؟ ! زين خواب گران ، بردار سرى * مىپرس ز عالمِ دل ، خبرى زين رنج عظيم ، خلاصى جو ! * دستى به دعا بردار و بگو : يا رب ! يا رب ! به كريمىِ تو * به صفات كمالِ رحيمىِ تو يا رب ! به نبىّ و وصىّ و بتول * يا رب ! يا رب ! به دو سبطِ رسول يا رب ! به عبادتِ زَينِ عباد * به زهادتِ باقر علم رشاد
--> ( 1 ) . خداوند را سپاس بر نعمتهاى فراوانش ! و درود مىگويم بر شريفترين مقرّبان درگاه و پيامبرانش .